آیهانآیهان، تا این لحظه: 14 سال و 29 روز سن داره

آیهان امپراتور ماه

یلدا و ادامه ماجرا

1391/11/1 22:46
نویسنده : مامان مهسا
290 بازدید
اشتراک گذاری

امسال برای یلدا که اولین یلدای گل پسرم بودمامان جون (مامان مامانی) و عمه  

فریبا با دایی جون و دختر عمه زهرا و پسر عمه سینا اومدن خونمون خیلی 

بهمون خوش گذشت  راستی واسه پسرمم

مامان مامانی یه شاسخین خوشگل. مامان بابایی هم  یه شلوار  راحتی 

خوشگل خریده بودن دستتون درد نکنهماچ 

 

درست موقعی که بابایی رفته بود دنبال مهمونامون

 عسلم  برای اولین بارداشت می چرخید فدات بشم الهیهوررررراااااا اااااااااااا

 niniweblog.com

 

شب یلدام که بعداز ظهرش شما رو حموم کردیم 

 

بعد دیگه خوابیدی اصلا هم بیدار نشدی niniweblog.com

        

 بعدش بابایی باید میرفت ماموریت 

niniweblog.com

تهران اونم 4روزه از اونجام واسه شما گل

پسر اسباب بازی خوشگل  niniweblog.comواسه منم شال کلاه خوشگل خریده بود

 دستت درد نکنه عزیزم     niniweblog.com

توی این مدت خبرای خوبی به گوشم رسید

      خبر شماره 1:پسر دایی احد به دنیا اومد اسمشم 

دایی جون (فاضل) گذاشت یعنی باباش niniweblog.com

         قدمش مبارک

 

 خبر شماره 2:خاله سپیدم نینی داره niniweblog.com قد

  خبر شماره3:بابایی بازم یه ماموریت دیگه میرفت پس ما دوباره برگشتیم

               خونه بعد یه هفته دوباره بابایی رفت ماموریت ولی این دفعه اصفهان

بودشniniweblog.com  از اونجام کلی سوغاتی صنایع دستی با گز معروفش آورد

مرسی بابا میثم بوس بوس .......niniweblog.com

راستی یه خبر بدم دارم که همیشم از دادن خبر بد متنفرمکلافه

 

مامان خاله شادی که خودشم تازه مامان شده بود فوت شده خدا بیامرزتش 

   خیلی ناراحت شدم ناراحتوقتی بابایی بهم گفت شبش رفتیم

خونشون

 

بعدش دوباره برگشتیم خونمون که سه شنبم خاله ها سپیده وبهناز اومدن

خونمون خودشم خاله بهناز واست یه قطار خوشگم

 خریده بود دستت درد

نکنه خالهلبخند

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)